![]() |
![]() |
|
|
چه احساسي داري وقتي كه بهت بگن اون كسي كه 3 سال بهش فكر كردي،براش گريه كردي،به خاطرش قرص اعصاب خوردي، خودتو پاره كردي،از غرورت گذشتي،خودتو كوچيك كردي و....... "عروسي كرده" مي دوني من چه حالي دارم؟ احساس مي كنم تمام دستگاه گوارشم چپه شده،دل و رودم داره مياد تو دهنم، تو مغزم صدا مياد (آخه چرا منو نخواست) ، رنگم مثل برفك يخچال شده، جالب اينجا كه گريه ام نمي ياد. كاش مي شد يهو محو مي شدم ،نيست مي شدم،خداياااااااااااااااااااااا قربون لطفت برم بهم صبر بده من طاقت ندارم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 12:46 توسط زليخا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|